عشق کوچولوی مامان
سلام عزیز دلم نمیدونم دلم میخواد این مطلبو بخونی یا نه . آخه من دلم نمیخود تو جوجوی قشنگم و هیچ کس دیگه بدونه که من سلول اولیه تورو از یه خانوم نیکوکار گرفتم آخه این یه رازه . اما به هر حال من چند وقت پیش اوون خانوم (دونر) رو پیدا کردم و باهاش آشنا شدم . فعلاً داریم با هم قرص اچ دی میخوریم تا ببینیم دکتر کی تصمیم میگیره تخمک رو از اون خانوم (دونر) بگیره و وقتی تو کوچولوی ناز نازی تشکیل شدی به دل من انتقال بده. فکر کنم اواخر آبان یا اوایل آذر باشه توکل به خدای بزرگ و مهربون اوون خانوم (دونر) خیلی مهربون بود و گفت چون خودش خیلی بچه دوست داره دلش میخواد به کسی که مشکل داره کمک کنه و دلشو شاد کنه و واقعاً هم قراره دل من و بابا سیا...
نویسنده :
نونو اس ال
18:09

